من به خاطر می آورم روزی را...
و من یکروز فهمیدم
در زندگی چیزهایی هست که نباید فهمید، باید زندگی کرد شان.
رنگ واژه
و من یکروز فهمیدم
در زندگی چیزهایی هست که نباید فهمید، باید زندگی کرد شان.
او آمد...
من سردم شد.
تمام دلخوشی های مرا
خط زد، پاره کرد و
با خود برد
و
رفت ...
_ آيا در اين ساقه ي نازک و کم خون من خورشيد جوانه خواهد زد؟
باد چيزی گفت؟
ميوه اي افتاد؛
يک دفعه حس خوب طبيعت تکان خورد
باد انگار چيزي گفت.
...
رايحه چمنزار با ظرافتی لطيف تازگی مي چيند.
زمين عظمت واژه اش را وسيع کرد.
صحرا پيراستگي گل را مي ستايد.
بيداري مرا دست هاي دور دست نيلي شستند.
سطح رود ظرافت مي بافد
دستان من در آب،
خواب هاي نازک خزه اي اسرار مي بينند.
وزش باد آواز مرا مي نوشد.
گل سپيده دمان زورق حوصلة مرا مرمت کرد.
خيال من در طراوت سپيده دم غوطه ور
...
يک دفعه حس خوب طبيعت تکان خورد.
باد چيزي گفت؟
ميوه اي افتاد.
دره درخشان،
قله ی نقره فام
چشمه اش پر شور.
کوه روشن،
باد مي آيد
و
چلچله اي روي ديوار مي خواند.
شاخة شاه توت،
فضاي ذائقه رنگين
ظهر تابستان.
دره سايه روشن؛
کوچه باغ رفته تا همهمه
چشمه مي خواند.
دشت مهتاب اندود،
شاخه پر شور مي رقصد
بي تاب نارنج ها.
مهتاب پاييزی
کوچه باغِ دره تاريک
خرگوش مي جهد.
از پاي چپرها
رود
تا فراتر جاري است
ريگزار شاد است،
شاخه ها هم.
چیزهایی هست و من
نان و کره و غم دارم.
کره را با غم می مالم روی نان؛
و
مربای تمشک
هم هست.
چیزهایی هست،
چیزهایی هست،
بسیاری اندوه
اندکی نان
کره
و
مربای تمشک.
یک دلگیری کوچک:
شوربختانه انتقال شعر با فونت و فرمت اصلی و درست آن امکانپذیر نیست.
در شعر من، "فونت افکت ها" نقش مهمی برای انتقال مفاهیم و احساسات شاعر ایفا می کنند.
و این شاید به این دلیل باشد که برای من "شاعر نقاش" اینگونه لطافت و ظرافت های بصری و حتی گاهی لامسه ای خواستنی است.
به لحاظ تاريخ هنر، افلاطون Platon همزمان با رواج هنر به اصطلاح کلاسيک يونان می زيسته است. افلاطون هنر روزگار خويش را نقد می کرد، او هنر تقليدی، ديد فريب و توهم زا را نادرست و مردود می دانست. افلاطون هر چند با نگاهی منفی، به نقاشی زمانه اش اهميت می داده است.
تمامی آثار بزرگ ترين نقاشان يونان باستان(رئوکسيس، پارهازيوس، آپِل) از ميان رفته اند، آنها به نقاشی عمق و حجم(روش سايه نگاری) می بخشيدند.
بنابراين تقليد در سرچشمه های اسطوره ای نقاشی غربی حضور داشت.
کج تابی های افلاطون با نقاشی ديد فريب در واقع مخالفت با تجليات يک هنر مدرن تلقی می شود. ميمه سيس از نظر افلاطون دقيقاً عبارت است از تقليد از طبيعت. تقليد کردن از طبيعت به معنای بازآفرينی وفادارانه ی طبيعت به وسيله ی تکنيک های متداول و به شکل نقاشی ديد فريب است، اين بازآفرينی به ايجاد توهم منجر می شود و از همين رو فلسفه آن را مردود می داند. در واقع، در فلسفه افلاطون امر واقعی و جهان محسوس خود رو نوشتی از ايده های جهان معقول اند. بنابر اين، آفريده های هنرمند کپی برداری از روی کپی است و جهان محسوس بدين طريق بيهوده تکرار می شود.
ميمه سيس تصوير ايجاد نمی کند بلکه به معنای دقيق کلمه يک توهم بصری و يک وانموده ی محض به وجود می آورد. از آن جا که نقاشی فقط به توهمات بصری بسنده می کند و از طريق آن ها ما را می فريبد، پس نقاشی دقيقاً با سحر و جادو هم رتبه می شود. هنر تقليدی بدان سبب که امر واقعی را تکرار می کند نه تنها فايده ای ندارد بلکه ضرر نيز می رساند چرا که يکی از اهدافش فريفتن بيننده است.
افلاطون همه هنرها را به يک چوب نمی رانَد بلکه فقط با هنرهای توهم زا و به ويژه هنر سايه نگارانه مخالف است (...)
ديدگاه ارسطو درباره ميمه سيس
ارسطو Aristote در جايی می نويسد هنر از طبيعت تقليد می کند. او می گويد هنر طبيعت را بازنمايی می کند؛ بدين ترتيب طبيعت در هنر منزل می گزيند. در اينجا نمی توان ميمه سيس را به مفهومی ناتوراليستی يا رئاليستی در هنر تبديل کرد. ارسطو به هيچ وجه از نقاشی ديد فريبِ پيش پا افتاده و عين گرا سخن نمی گويد؛ بلکه يک بازنمايی حقيقی با تمام ظرايف و نکات باريک اش را مد نظر دارد؛ رونوشت را فرو می گذارد و به الگو می پردازد، اين کوششی پايان ناپذير برای دست يافتن به کمال است. هنر محصول دست انسان است و ارسطو آن را مستقل از طبيعت نمی داند. طبيعت خود خلق مداوم، زايش، رشد و تکوين صورت ها در دل ماده است. از اين ديدگاه، هر اثر هنری جهان صغيری است در دل جهان کبير.
توضيح:
ميمه سيس يکی از کلاسيک ترين مسائل زيباشناسی عمومی بوده است.
اين مفهوم بسيار اساسی است زيرا در هسته ی مرکزی نخستين تفکرات يونانيان درباره ی هنر جای دارد، ريشه ی مفهوم سازی غربيان از زيبايی و اثر هنری در اين کلمه نهفته است.
ميمه سيس از تقليد تا بازنمايی ترجمه می شود.
همچنين لازم می دانم که در اينجا يادآور شوم، معنای ميمه سيس همه جا و هميشه يکسان نيست و همواره به رمزگان ويژه ای تبعيت می کند.
بخوانيد در: سوانه، پير. مبانی زيبا شناسی. ترجمه محمدرضا ابوالقاسمی. صفحات 41 تا 53
نيز برای مطالعه بيشتر مراجعه کنيد به دو کتاب:
جمهوری افلاطون و پويی سيس (بوطيقا) ارسطو
در اواخر هزاره چهارم ( ق.م ) قومی با نام عیلامیان، تمدن عیلام Elamite civilization را در جنوب غربی ایران شامل خوزستان_ فارس و قسمتی از کرمان امروزی بنا نهادند.
امروزه فرهنگ عیلام در سده های 12 و 13 ق.م، (عیلام میانی ) نامیده می شود. و از نیمه ابتدای هزاره اول با نام دوره (عیلام نو ) شناخته می شود.
معماری در تمدن عیلام:
اوج تمدن این دوره به حدود 1250( ق.م ) و به دوره حکومت اونتاش گال باز می گردد. مرکز حکومت اونتاش گال،دوراونتاش نام داشت و زیگورات عظیم چغازنبیل Chogha Zanbil در آن قرار دارد.
زیگورات چغازنبیل که برای داینشو شیناک خدای شوش، بر پا شده از خشت خام است و کهن ترین بناهای ایران محسوب می گردد.
علی رغم شباهتهایی که با زیگورات های میان رودان Mesopotamian ziggurats دارد، دارای ویژگیهای منحصر به فرد و یگانه ای است:
دیوارهای طبقات پنجگانه چغازنبیل، دارای یک کف یا پی واحد است. بدین معنی که دیوارهای تمامی طبقات تا پی طبق، کف ادامه می یابند.
ساختمان زیگورات چغازنبیل (پیش از آسیب) دارای پنج طبقه و در حدود 50 متر ارتفاع داشته است.
در زیگورات چغازنبیل هیچ یک از پلکانهای اطراف بنا تا قله ادامه نمی یابند؛ لذا برای رسیدن به قله آن می بایست حداقل دو نیم دور معبد را طواف می کردند.
قدیمی ترین طاق قوسی شکل ایران در بنای چغازنبیل قابل مشاهده است.
بدست آمدن کاشی های لعابدار در این مکان، می تواند گویای این مطلب باشد که نخستین بار در تاریخ، تکنیک لعاب کاشی در این دوره بکار برده شده است.
خشت ها بوسیله قرصک برجسته ای (بر وسط پشت آن ) در ملاط گِلی بدنه بنا فرو می رفت و کاشی را بر جا خود محکم می ساخت. نگا: تاریخ هنر. فرهاد گشایش، بهرام نفری
دروازه اصلی در قسمت جنوبی مجموعه، دارای آجرهای تزئینی با لعاب رنگارنگ آبی و سفید و نقوش تزیینی است.
بر روی آجرهای نما خطوطی به شکل خط میخی حک شده است.
ملیله های باریک شیشه ای در ورودی معبد را مزین می کرده اند.
از مهمترین آثار بدست آمده از این مکان می توان به الواح متون عیلامی و اکدی، مهرهای استوانه ای شیشه ای و بدل چینی و مفتول های شیشه ای که در نور گیری ساختمان کاربرد داشته اند اشاره کرد.
این بنا به عنوان رصدخانه و برای انجام مطالعات ستاره شناسی کاربرد داشت.
در محوطه باستانی چغازنبیل ساختمانی برای ذخیره و تصفیه آب پیدا شده است، که در زمینه پژوهش های باستانشناسی در زمینه فن ساختمان و سابقه تصفیه آب بسیار حائز اهمیت است.
هنر ما قبل تاریخ ایران:
تمدن سیلک
تمدن عیلام
تمدن لرستان
تمدن حسنلو و زیویه
تمدن مارلیک و املش
تمدن سیلک Sialk :
یکی از قدیمیترین محل های سکونت بشری که در دشت وسیع مرکزی ایران شناخته شد، تپه های سیلک Sialk Hillocks می باشد.
معماری در سیلک:
در آغاز مردم سیلک کلبه هایی از نی می ساختند و درزهای آنها را با گِل می پوشاندند.
در هزاره چهارم پیش از میلاد روش چینه سازی جای خود را به استفاده از خشت داد.
سفالگری در سیلک:
ساکنان اولیه فلات ایران به عنوان مبتکر نخستین چرخ سفالگری و پخت سفال شناخته می شوند.
ظروف بدست آمده در تپه سیلک:
ظروف با نقوش سیاه، ظروف با نقوش قرمز و ظروف ساده
این ظروف شامل قوریهای لوله دار، کاسه های کوچک و بزرگ و جامهای پایه دار و ... می باشند. در این ظروف نقاشی بسیار مفصل است بدین معنی که هنرمند از خلاء بر روی ظروف پرهیز می کند.
نقوش رایج بر روی ظروف بدست آمده از تپه سیلک:
نقوش هندسی، طرح خورشید و تصویر انسان، اسب، بز کوهی
پیکرسازی در سیلک:
مهمترین اثر هنری که در این ناحیه بدست آمده مجسمه انسانی است که از استخوان ساخته شده و اولین و قدیمی ترین مجسمه ای است که تا کنون در آسیای غربی بدست آمده است.
تمدنهای میان رودان:
در حدود 7000 سال پیش از میلاد مسیح، کشاورزی در سه منطقه خاورمیانه یعنی اردن، ایران و آناتولی رواج یافت.
تمدنهای بزرگ بین النهرین:
تمدن سومر
تمدن آکد
تمدن بابل
تمدن آشور
تمدن سومر:
نخستین قوم بزرگ و پایداری که در بین النهرین جنوبی مستقر شدند سومریان بودند که مردم غیر سامی شناخته شده اند. شکوفایی تمدن سومر از 3500 تا 2350 (قبل از میلاد مسیح) بود. سومریان در میانه هزاره چهارم (قبل از میلاد مسیح) خط میخی را ابداع کردند؛ و با اختراع خط، دین و فرهنگ و هنر خویش را اشاعه دادند. این قوم در انواع هنرهای اصلی چون معماری، موسیقی، پیکرتراشی و نقش برجسته سازی و نقاشی و هنرهای فرعی مشتمل بر سفاگری، عاجکاری، شیشه گری، رنگرزی و ... مهارت و پیشرفت داشتند. با ظهور سومریان و آغاز تاریخ مکتوب جادوی کهن جای خود را به مذهب خدایان داد: خدایان طوفان، آب،خورشید، ماه و عشق و باروری.
تمدن سومری بدعت گذار بسیاری از آثار تمدن بود که بعدها در تمدنهای دیگر رشد و گسترش یافت.
سومریان Sumerian نخستین حکومت را پی ریزی کردند و برای آن قانون مدون و دیوانخانه نهادند.
نخستین قرار دادهای بازرگانی و کهن ترین آثار حجاری به این تمدن مربوط می شود.
لوح ها و متون نوشتاری سومریان:
Sumerian mythology and Epic poems
همچنین اسطوره های برجسته و تأمل برانگیزی چون داستان/ شعر حماسی گیلگَمِش Gilgamesh از دوران سومر به یادگار باقی مانده است.
معماری سومر:
به سبب فقدان سنگهای مناسب ساختمان، معماری در جنوب بین النهرین با آجر و گل و خشت برای زیر کار و آجر لعابدار برای روکار اجرا می شد، چوب نیز در آن به کار می رفت.
زکوره ها یا زیگورات ها به صورت برجهای بلند و هرمهای ذوزنقه ای شکل با قاعده مربع بودند که از بناهای معروف تمدن سومریان به شمار می آیند.
از معروفترین این زیگورات ها می توان به زیگورات اور و معبد سفید اوروک Uruk اشاره کرد.
...